شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
66
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
زيادة ، در ولايت هرات - صينت « 1 » عن الآفات - به شرف مطالعهء اين كتاب مستسعد 35 گشته بود ، و از انوار اسرار آن مستفيض و مستفيد بوده ؛ چون « 2 » در عبارات اغلاقى و در اشارات تدقيقى بود كه بىسابقهء مناسبتى و لا حقهء مؤانستى مطالعهء آن مشكل مىنمود ، در خاطر مىآمد كه به قدر الوسع و الطاقة تحشيه « 3 » و تصحيحى « 4 » كند كه مجالس فقرا از مباحث نفيسهء آن با نصيب بود ، و افهام و اذهان به مسائل غريبهء آن قريب شود ؛ « 5 » در ما بين اين بود كه تصاريف روزگار صارف 36 اين بغيه « 6 » 37 گشت ، و تقاليب « 7 » ليل و نهار مانع اين امنيّه 38 شد ؛ و از ظهور فتن و وفور آفات و محن ، مجال 39 سكون و سكن ، و قرار در منزل وطن محال شد ، و حرب و ضرب و هرج و مرج در بلاد خراسان و عراق فاش و منتشر « 8 » ؛ و به حكم « الفرار ممّا لا يطاق من سنن المرسلين » 40 دست از آلايش آسايش 41 شسته و از امانى ، امانى كوتاه كرده 42 ، دست اهل و اولاد گرفته ، به تجريد تمام از منزل و مقام هجران نموده شد ؛ و مدتى در كوه و بيابان بىزاد و توشه به هر گوشه مىنشست ، و منزل به منزل و شهر به شهر آواره مىگشت . و « 9 » هرگاه در سر هر راه ، قطّاع 43 بقيهء متاع « 10 » كه در سر و پاى اطفال و اتباع مانده بود به أقطاع مىبردند 44 و به رسم غارت ، تجريد نو 45 مىكردند . شعر نو به نو هر روز بارى مىكشم * وين جفا از بهر يارى مىكشم تا به اين صورت به محنتى هرچه تمامتر از آب جيحون گذشته شد ، « 11 » و سعادت مساعدت كرده و دولت اقبال نموده ، در بلدهء فاخرهء بخارا - حميت عن البلايا - فرار به قرار انجاميد ؛ و از مهابّ 46 « 12 » عنايت ، نسايم الطاف الهى بر دل مجروح وزيد و از محالّ ولايت ، شمايم اعطاف نامتناهى به مسامّ 47 مشام جان پژمان « 13 » رسيد .
--> ( 1 ) . ج : صيّنت . ( 2 ) . ج : - چون . ( 3 ) . ج : تحشيهء . ( 4 ) . در نسخه ج تصحى است كه در هامش به تصحيحى استدراك شده است . ( 5 ) . ج : + و . ( 6 ) . ع : داعيه . ( 7 ) . ج : تقلّب . ( 8 ) . ج : + گشت . ( 9 ) . ع : + چه . ( 10 ) . ج : مطاع . ( 11 ) . ج : + و . ( 12 ) . ع : مهبّ . ( 13 ) . ع : بريان .